وای بچه ها به احتمال زیاد این وبلاگم لو رفته اه.....................................
من نمیدونم اخه توی این خونه ی ما چیزی انگار به نام حریم خصوصی نمیتونه باشه نمیدونم چه کنم ....انگار لج هستن با ادم تا میبینن پای کامپیوتری همه کارت دارن امروز هم از اون روز ها بود اه.... بابام اومده رفته توی کامپیوتر از اون طرف کامپیوتر قاط زد همه ی برنامه هام رو اورد روی دسکتاپ بابام هم وبلاگم رو دید ...
. این قدر هم کنجکاوه که سریعا میدونم میره پیگیره مسئله میشه
من چه کنم با این خانواده ی کنجکاو.؟؟؟؟؟؟؟؟
تازه دیروز من داشتم در دفتر خاطراتم خاطره مینوشتم(در محیط ورد۲۰۰۰) اومده میگم بابا من دوست ندارم این جوری میای تو و کنجکاوی میکنی برادرم میگه تازه براش رمز هم گذاشته ....
بابام گفت فردا همه رو کپی میکنم میذارم روی میزت ....میگم اگه میخواستم شما بخونید که دیگه رمز نمیذاشتم ...نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
میگه پس من هم پرینت نمیگیرم؟؟؟؟
نه این که من دارم توی این خونه خلافی میکنم انگار میخوان مچم رو بگیرن......!!! ای خدااااااااااااااااا.....!!!!!!!!!
من میخواستم از چی بگم نگاه چی ها نوشتم اخه ... گاهی به قدر عصبانیم میکنن که میگم الان دیوونه میشم....
شاید هم تا حالا دیوونه شدم نشون نمیدم نه؟؟؟؟
فقط دعاکنید دو زاریش نیفتاده باشه مگر نه وبلاگ مثل الناز رو دورش خط بکشید
من دیگه چه بد شانسم !!!!
یا باید یه وبلاگ جدید باز کنم ..... نه!!!!!من نمیخوام از این جا برم.........
طبیعیه عزیز ....
یادت باشه :
زندگی شهد گل است زنبور زمان میمکدش آنچه میماند عسل خاطر ه هاست ....
چه اشکالی داره حداقل به مادرت نشون بدی تا ایشون با استفاده از بند پی یه جوری حلش کنه .....
پارتی رو میگم !!
غم مخور که دریا همیشه آبی است قلب های آینه هم آبی است ...
یا علی
www.homan.d4a.com
سلام الناز خانوم خوبی ؟ امیدوارم که خوب و خوش و سلامت باشی و هیچ غمی نداشته باشی .. باید رو کار بچه نظارت داشت !!! شوخی کردم ٬ مواظب خودت باش یه سری هم به من بزن منتظرم .
آرزومند آرزوهایت نوید || پسر جنوب ||
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
!!!!!!!!!!!!!!!!!
سلام الناز جان
منم تا حدود زیادی همین مشکل رو دارم. ولی به نظر وارد حریم خصوصی افراد شدن کار اصلا درستی نیست. باباتون باید خودش رو جای شما بذاره. اگر خودش می خواست یه کار خصوصی بکنه خوشش می امد که مثلا شما از کارش سر در بیاری؟! گاهی وقتا بزرگترا کارایی می کنن که ادم اصلا توقعش رو نداره. از طرفی پدر مادر هم به خودشون حق می دند که سر از کارای بچه هاشون در بیارن خصوصا اگر دختر باشه که نگو دیگه!!
خدا نکنه اواره بشی... اگه زبونم لال خواستی از اینجا بری من رو بی خبر نذاری ها.
خوش باشی.
راستی به هومن هم سلام برسون( خنده)
یه چیز دیگه :
کی گفته پاییز اونه که باد برگا رو می ریزه
واسه کسی که عاشقه تموم سال پاییزه( چشمک)
سلام
دوست عزیز امیدوارم حالت خوب باشه
به نظر همه ملت دارن وبلاگت می خونن بابات هم یکی
چه اشگال داره
رفیق باش باهاشون
من که رفیق شدن با پدر برام عدقه شده و موند رو دلم
حداقل شما به اروزی من برس
............................
................
...
باران
سلام الناز جونم...خوبی که؟...عزیزم هر چی حساسیت بیشتر نشون بدی بدتره....
سلام. نمیدونم چرا اومدم نظر بدم ثبت نشد؟؟؟
گفتم :من خیلی بدم میاد کسی بیاد چیزی رو که نوشتم یا خاترمو بخونه. حتی اگه ببام باشهههههههههههههههههههههههههههه
راستی وبلاگتو عوض کردی به ما حتماْخبر بده
به روزم بیا پیشم مهربون
خدا اون روز رو نیاره ..
منم با این مشکل مواجه شدم .. اونم نه یه بار .. نه دوبار .. سه بار !!!!!!!!!!
خدایا همهء ما رو از دست این خانواده های کنجکاو رهایی ببخشا .. آمین !
..
..
..
ولی خب .. بهرحال اگه بلاگتو عوض کردی به ما هم خبر بده .. :)