گاهی این دختر ها کارهایی میکنن که هر چی دختره زیر سئوال میبرن
نمیدونم یه پسر به عنوان یه دوست برای یه دختر چه قدر مگه ارزش داره که دین و ایمان و همه رو و از همه مهمتر شخصیتش رو زیر سئوال میبره....
واقعا نمیدونم البته همین طور یه دختر برای یه پسر فرقی نمیکنه
اتفاقا الان داشتم به ملیحه میگفتم که فکر کنم ما خیلی از ملت و جامعه و ... عقبیم یا نمیدونم جامعه رو فساد برداشته
دقیقا دیروز توی وبلاگ یکی از بچه ها از روابط دختر و پسر نوشته بود خود من گفتم خیلی تند رفتی ولی امروز میگم واقعا جامعه رو فساد برداشته.....
باز پسرها از اول یه سری رفتار ها رو داشتن و الان که میبینی دیگه میگی نرماله....ولی این دخترها از اون ها هم بدتر شدن....
بعد هم که این جا مینویسی عشق و غیره همش دروغه همه میگن نه.....و اعتراض میکنن
اگر عشق اینه که من دارم توی این جامعه میبینم همون بهتر که من عاشق نشدم و اصلا هم عاشق نشم .....
ادم عارش میشه از عاشق شدن.....
نمیدونم عشق رو از سر و کول هم بالا رفتن میدونن؟؟؟؟؟
.....................
...................................
........
بگو اخه به تو چه ؟؟؟؟ خودشون میدونن دیگه
دختره راضی پسره راضی ....به من این وسط چی میشه نمیدونم.....
وای بچه ها به احتمال زیاد این وبلاگم لو رفته اه.....................................
من نمیدونم اخه توی این خونه ی ما چیزی انگار به نام حریم خصوصی نمیتونه باشه نمیدونم چه کنم ....انگار لج هستن با ادم تا میبینن پای کامپیوتری همه کارت دارن امروز هم از اون روز ها بود اه.... بابام اومده رفته توی کامپیوتر از اون طرف کامپیوتر قاط زد همه ی برنامه هام رو اورد روی دسکتاپ بابام هم وبلاگم رو دید ...
. این قدر هم کنجکاوه که سریعا میدونم میره پیگیره مسئله میشه
من چه کنم با این خانواده ی کنجکاو.؟؟؟؟؟؟؟؟
تازه دیروز من داشتم در دفتر خاطراتم خاطره مینوشتم(در محیط ورد۲۰۰۰) اومده میگم بابا من دوست ندارم این جوری میای تو و کنجکاوی میکنی برادرم میگه تازه براش رمز هم گذاشته ....
بابام گفت فردا همه رو کپی میکنم میذارم روی میزت ....میگم اگه میخواستم شما بخونید که دیگه رمز نمیذاشتم ...نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
میگه پس من هم پرینت نمیگیرم؟؟؟؟
نه این که من دارم توی این خونه خلافی میکنم انگار میخوان مچم رو بگیرن......!!! ای خدااااااااااااااااا.....!!!!!!!!!
من میخواستم از چی بگم نگاه چی ها نوشتم اخه ... گاهی به قدر عصبانیم میکنن که میگم الان دیوونه میشم....
شاید هم تا حالا دیوونه شدم نشون نمیدم نه؟؟؟؟
فقط دعاکنید دو زاریش نیفتاده باشه مگر نه وبلاگ مثل الناز رو دورش خط بکشید
من دیگه چه بد شانسم !!!!
یا باید یه وبلاگ جدید باز کنم ..... نه!!!!!من نمیخوام از این جا برم.........