هی میخوام چیزی نگم ولی مگه میتونم ....اخر اون روز مجبور شدم به مریم هم حقیقت رو بگم....
مریم میدونم میخوای به من کمک کنی ولی ......... تو میگی همه چی رو ندیده و بگیر و انگار چیزی نشده...ولی مگه میشه ..نه عزیزم نمیشه.
تو میخوای من رو کمک کنی ولی من از اول همه چی رو تو خودم میریزم....
بار اولم نیست و بار اخر هم نخواهد بود ... ولی مریم من میتونم .. باید بتونم
من نمیدونم این اعتماد به نفس رو خدا داشت میداد به من چرا این قدر کم داد؟؟؟؟ولی به بقیه و اون هایی که نباید این قدر زیاد اعتماد به نفس داشته باشن بیشتر از من داده.... شاید هر چی میکشم از دست این اعتماد به نفس مردم میکشم....
من وقتی خوشحالم عالم و ادم میدونه....ولی وقتی ناراحتم هیچ کی نمیدونه .. شاید به همین دلیل من به هیچ احدی نمیتونم اعتماد کنم.. چون همه رو فقط در شادیهام شریک میدونم ...
در هر صورت من هم ادم کاملی نیستم نه؟؟؟؟
بچه ها خیلی از دستم خسته شدید نه؟؟؟چون من فقط نق میزنم
بالاخره النازی که نیلو بهش میگه تو همیشه بی غمی و فقط میخندی باید یه جا خالی شه دیگه نه؟؟؟؟؟؟؟
سلام.اپ نو مبارک
سلام. هیچ آدمی کامل نیست. و نداشتن اعتماد بنفس چیزی نیست که فقط شمارو میرنجونه...
این مشکل خیلیاس!مثل من!
خداحافظ.
سلام
...بابا اینقدر بهش فکر نکن!
ممممم ... فکر کنم کسانی که با آدم توی دوران شادی هستند ناخودآگاه متوجه غم و غصهء آدم می شن ..
..
..
..
حداقل اونایی که واقعآ توی شادی های آدم شاد هستند .. دقت کنین ..
لبخنداشون تا یه جایی باز می شه .. ولی کسی که واقعآ شاد باشه لبخندش تنگ نمی شه .. :)
سلام الناز جون
توی این دنیا کی غم نداره
ولی قوی باش و بی خیال
سلام الناز عزیزم...اگه بدونی چقدر اعصابم امروز خردشد...آخه امروز تو سایت دانشگاه کلی واست حرف نوشته بودم که تو کامنت واست بفرستم ولی یهو این سایت لعنتی قطع شد و همش پرید...خیلی حرفا واست زده بودم...می خواستم بگم می فهممت که تو چه شرایط سختی هستی...ولی تنها راه اینه که محکم باشی عزیزم....محکککککککککککممممممممممم...می فهمی؟...عزیزم خدا رو فراموش نکن...مطمئن باش با یادش و کمک خواستن ازش به آرامش می رسی....عزیزم خدا اعتماد به نفس رو به همه می ده وداده...حالا یکی نمی تونه ازش استفاده کنه...یا بلد نیست....تو جز هیچ کدوم نیستی....تو اگه اعتماد به نفس نداشتی اونقدر نمی تونستی خودتو حفظ کنی جلوی دیگران.....شاید اعتماد به نفست رو تو این راه زیادی مصرف کردی!.....تو یه فیلمه قشنگی می گفت غم ها سرمایه های آدمان....نباید داد کشید....نباید هوار کشید...عزیزم من درکت میکنم مشکل آدمای تو داری مثل من و تو اینه که با اینکه هیچ وقت نشون نمی دن که ناراحتن ولی از همه توقع دارن که هیچ کس فکر کنه که واقعا شادن!...ولی عزیزم....یادت باشه که آدما همیشه در سطح خودشون فکر می کنن....من آرزو می کنم که مشکلت هر چه زودتر حل شه و تو حداقل پیش خودت سربلند باشی....عزیزم آدرس mail من که هست...اگه فکر می کنی می تونم کاری واست بکنم دریغ نکن...شاید حداقل بتونم شنونده ی خوبی باشم....مواظب خودت باش گلم...منو از حالت خبر دار کن...
سلام الناز عزیز
الناز جان واقعا شما همون الناز شاد و شنگول خودمون هستی؟!! کسی که به همه دلداری می داد و همه رو اروم می کرد؟!
غم های دلت رو ؛ راز هات رو ؛ سوز و گدازت رو ؛ بهتر از هر کسی خدا می شنوه... می دونم که توی خلوت خودت چقدر باهاش درد دل می کنی. اونم حلال مشکلات و برطرف کننده همه غصه هاست...
موفق باشی خوب من... روزه هات قبول .
سلام!
من واسه لینک گذاشتن تو بلاگم مشکل پیدا کردم! میشه دستورشو برام بفرستی؟ و میتونم بهت لینک بدم؟